X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
نامه های خاله فریبا به کیمیا...

آرشیو
جمعه 17 تیر‌ماه سال 1384
اولین اشک
کیمیا٬ خانوم گل٬ دیروز مامان فرناز برای انجام یه سری کارها رفته بود بیرون و شما پیش مامان فریده بودی. مامان فرناز یه کم کارش طول کشیده بود و در نتیجه شما گرسنه شده بودی و شیری که تو یخچال گذاشته بودن برات کافی نبود و نتیجه هم که معلومه...=>
خلاصه اینکه برای اولین بار دیروز شما چند تا قطره اشک ریختی.تا قبل از این گریه هات بدون اشک بود.هر چند که خیلی کم گریه می کنی.
اینقدر عزیزی و دوست داشتنی٬ که حتی این چیزای به ظاهر بی اهمیت٬ برام خیلی مهمه و همیشه به دنبال اولین نشونه های بزرگ شدنت هستم.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 80616


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها