X
تبلیغات
رایتل
نامه های خاله فریبا به کیمیا...

آرشیو
یکشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1384
اولین مسافرت
کیمیای نازم٬ بابا برای دومین بار باید در سمینار طب ورزشی شرکت می کرد٬ برای همین شما و مامان فرناز این بار همسفر بابا شدین. ما هم که از قبل قصد مسافرت داشتیم٬ توی این سفر با شما همسفر شدیم. همگی ساعت ۳۰/۲ روز ۵ شنبه ۳۰ تیر به سمت تهران حرکت کردیم. شما صبح زود روز شنبه به ساری رفتید و ما هم روز ۲ شنبه به شما ملحق شدیم.ما شب ۵ شنبه به نوشهر رفتیم و شما هم بعد از ظهر روز ۵ شنبه بعد از اینکه سمینار بابا تمام شد به نوشهر آمدید.و روز جمعه همگی به شیراز برگشتیم.
این چند روزی که شمال بودیم هوا حسابی گرم و شرجی بود ولی خوشبختانه مشکلی برای شما پیش نیومد و مثل همیشه ساکت و آروم وبودی و به محض اینکه که سوار ماشین می شدی فوراً می خوابیدی. چند تا عکس هم ازت گرفتم که در اولین فرصت تو وبلاگت میذارم. 

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 80558


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها