X
تبلیغات
رایتل
نامه های خاله فریبا به کیمیا...

آرشیو
یکشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1385
گل فرناز در اولین بهار

کیمیای گلم٬ الان کنارم هستی یا بهتره بگم از شلوارم آویزون شدی و داری به زبون خودت باهام صحبت میکنی.چند دقیقه بعد صداتو از زیر صندلیم میشنوم.برات مینویسم چی داری میگی تا وقتی بزرگ شدی ازت ترجمه اش رو بپرسم:

ددهّ٬ ایییی٬ گیغ(این یکی فکر کنم به زبون آلمانی باشه)و...

بازم دیدن پیشرفت رشدت باعث شادمانی هممون شده مخصوصاْ اون موقعی که برای اولین بار از لبای قشنگت کلمه دده رو شنیدیم.بعد از اون بابا و مامان رو با هم گفتی و آخر از همه نی نی که شامل عروسک٬ بچه کوچولو و حتی عکس بچه میشه. نمی دونم خودت چی هستی که به بقیه میگی نی نی.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 80515


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها