X
تبلیغات
رایتل
نامه های خاله فریبا به کیمیا...

آرشیو
سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385
مهدکودک
کیمیای خاله٬ از روز ۴ شنبه ۲/۱۲/۸۵ رفتی مهد کودک. عزیز دلم نتونستم برات چیزی بنویسم آخه همون روز یه مسافرت غیر منتظره  برام پیش اومد. همون روز ساعت ۴ تصمیم گرفتم به پیشنهاد همکلاسی سابقم برای انجام کارهای اداریم برم به شهر بندری که ۲۰ سال  توش زندگی کردم و همون روز ساعت ۲ دو نیمه شب نسیم دریا رو احساس کردم. این چند روز هم چشمم به ماسه و گوش ماهی های اتاقم بوده و  به درستی تصمیمی که در مورد زندگی دوباره تو این شهر میگیرم فکر میکردم. من فردا  هم عازم هستم و نوشتن پست مهد کوک رو به مامانت میسپارم ...

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 80558


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها