مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 4 مرداد ماه سال 1387
عسل خانوم

 موقع باز کردن درب ظرف گردو یه مقدارمیریزه کف آشپزخانه....

کیمیا: مامان شما کار بدی کردی!

مامان فرناز: من دقت نکردم. حالا میای به من کمک کنی گردوها رو جمع کنیم.

کیمیا یه کم فکر میکنه و میگه....: نه...شماباید بگی من کمک نمیخوام و به سرعت از آشپزخونه دور میشه!

..................................................................................................

مامان و بابا:کیمیا بیا کفشاتو بپوش،میخوایم بریم.

کیمیا در حالی که به بینیش چین میندازه میگه: من نمیام،میخوام مونده باشم!

.................................................................................................

خاله فریبا: بیا میوه بخور.

کیمیای بی حوصله و مشتاق بازی : مرسی. برام خوب نیست!

 

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 36186


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها