X
تبلیغات
رایتل
نامه های خاله فریبا به کیمیا...

آرشیو
دوشنبه 22 تیر‌ماه سال 1388
۴ سالگی

کیمیای خاله‌٬ خاله خیلی وقته چیزی برات ننوشته. الانم نمی دونم چی بنویسم. خیلی نا گفته ها دارم. امسال نتونستم بیام جشن تولدت عزیز دلم . عکستو زن دایی ندا برام آورده بود. چقدر بزرگ شدی! خاله داره مامان میشه. قربونت برم که بهم گفتی: من مِشم خواهرش. قراره یه خواهر گیرم بیاد. یعنی داداش نمی خوای عسلی؟


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 80515


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها